تفکر و اقدام در  برنامه ریزی استراتژیک

تفکر و اقدام در  برنامه ریزی استراتژیک

 مقدمه

با وجود آنکه تامین بهداشت، آموزش و رفاه ملی از جمله مسوولیت های دولت به شمار می آید، ولی امروزه برای تولید خدمات در این زمینه ها، روز به روز از سازمان های خصوصی و غیر انتفاعی، بیشتر استفاده می شود. این در حالی است که به دلیل تغییرات و دگر گونی های عظیم وپیوستگی ها و وابستگی های متقابل، مرز های بین بخش های دولتی، خصوصی و غیر انتفاعی در حال از بین رفتن است و هیچ سازمان یا موسسه ای به طور کامل مسوولیت امر خاصی را عهده دار نمی باشد. ابهام روزافزون محیطی مستلزم آن است که سازمان های دولتی و غیر انتفاعی (و همچنین جوامع) بر خلاف گذشته به شکل استراتژیک تفکر واقدام کنند.

ادامه نوشته

تفاوتهاي برنامه ريزي استراتژيك در سازمانها

تفاوتهاي برنامه ريزي استراتژيك در سازمانها
هاشم آقازاده

چكيده: برنامه ريزي استراتژيك نقش كليدي در موفقيت سازمانها در ميدان رقـــابت دارد. اين نوع برنامه ريزي اگر به درستي تدوين شود، به انتخاب استراتژي هايي منجر مي شود كه درصورت اجراي صحيح و به موقع، موجب تعالي و پيشتازي سازمان مي شود. امروزه فعاليتهاي اقتصادي جهان را تركيبي از سازمانهاي بزرگ، متوسط و كــوچك انجام
مي دهند. همه اين سازمانها در محيطي متلاطم و بازاري به شدت رقابتي به دنبال پيروزي در برابر رقباي خود و ارضاي نيازهاي مشتريان خود هستند. برنامه ريزي استراتژيك در صورت تدوين و اجراي درست، ابزاري سودمند براي موفقيت شركتها در بازار رقـابت جهاني بوده و مي تواند آنها را سرپا نگه دارد.
به خاطر تفاوتهاي موجود بين سازمانهاي بزرگ و كوچك در زمينه هاي مختلف، تدوين، اجرا و ارزيابي برنامه استراتژيك نيز در آنها متفاوت است. در اين مقاله درصدد شناسايي اين تفاوتها در راستاي كمك به برنامه ريزي استراتژيك سازمانهاي كوچك است تا از اين طريق بخش عمده اي از موفقيت آنها در بازار رقابتي رقم بخورد.


ادامه نوشته

دانشگاه سازماني؛ آموزشگاه استراتژي سازمان

دانشگاه سازماني؛ آموزشگاه استراتژي سازمان
زهرا مولائي- غلامرضا اصيلي-عباسعلي قديريان

مقدمه: نظريه دانشگاه سازماني، با الهام از ايده اي که در شرکت والت ديسني شکل گرفت به گونه‌اي فزاينده به يک مد و طرح غالب براي فرايندها و فعاليتهاي توليد دانش و يادگيري رسمي در سازمان تبديل شد. رويکرد ايجاد دانشگاه سازماني با هدف ارتباط دادن برنامه‌هاي آموزشي به استراتژي و ماموريتهاي سازماني معطوف بوده است. دليل آن، انتقاد صاحبنظران از دور بودن برنامه‌هاي موسسات آموزش عالي از کسب کار امروزي است، از اين رو موسسان دانشگاه سازماني اميدوارند بتوانند نگرشهاي آموزش سازماني را به دنياي واقعي کسب و کار نزديک کنند. همچنين شرکتها در عصر دانش، براين باورند که توسعه کارکنان اولويت اساسي براي رويارويي با فضاي رقابتي است که دستيابي به آن با بهره‌گيري از تکنولوژي‌هاي پيچيده براي گسترش داراييهاي معنوي حاصل از دانش و تخصص کارکنان ارزشي، امکان‌پذير است (Frazee, 2002).


ادامه نوشته